محمد تقي جعفري
109
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
است ( 1 ) . در يكى از اسطورههاى آفريقايى چنين مىخوانيم : « ئوگ بو - ئين با » زنى نازا است ، بخاطر تولدّ دوبارهء خود ، راهى سفر به سوى خداوند مىشود . او بر نقص خويش آگاه است ، از وجود آن رنج مىبرد و از ترميم آن خود عاجز است . در راه حتى گرسنگى و تشنگى مىكشد ، در چندين مرحله و خوان بايد بخاطر تجهيز و تقويت و كمال خود پيكار كند و با زورمندانى پنجه نرم كند . تازه پس از موفقيت در همهء اين مراحل مىتواند اميدوار باشد كه از مراحل پايين و فرودين ، به مراحل عالىتر نائل آيد و سرانجام بسوى خدا باز گردد . » ( 2 ) « در اسطورهء « ئيجاو » هنوز زندگى زمينى ، خود حجاب و پردهء حائل و مانع ميان انسان و خدا بشمار مىرود ، سالك تا از اين زندگى نميرد ، به معاد در فراز قوس صعود نخواهد رسيد ابديت ، روح » ( 3 ) . چند موضوع در عبارات فوق بايستى مورد دقت قرار بگيرد : 1 - « تولد دوبارهء خود » . 2 - « آگاهى به نقص خود » . 3 - « رنج بردن از آن نقص » . 4 - « ناتوانى از ترسيم خود » . 5 - « اعتلاء از مرحلهء پايين به مرحلهء عالى » . مسلم است كه در همهء موضوعهاى پنجگانه مضمونى از احساس « از خود بيگانگى » وجود دارد ، يعنى احساس بيگانگى از خود پست . اين گونه سير تحولى از خودها را در اوپانيشادها نيز مىتوان سراغ گرفت . دكتر تاراجند تحت عنوان « تعليمات اوپانيشاد : چنين مىنويسد :
--> ( 1 ) كتاب سياست - ارسطو ص 20 مقدمهء سانتهيلر در مقايسهء فلسفهء اجتماعى و سياسى دو فيلسوف ارسطو و افلاطون . ترجمهء عربى ( 2 ) كتاب سياست - ارسطو ص 20 مقدمهء سانتهيلر در مقايسهء فلسفهء اجتماعى و سياسى دو فيلسوف ارسطو و افلاطون . ترجمهء عربى ( 3 ) آفريقا - افسانههاى آفرينش تأليف يولى باير ترجمه ژ . آ . صديقى ص 227 و 228 .